حسادت گاهی عشق را از بین میبرد
گاهی اوقات احساسات حسادتآمیز میتوانند از حد و اندازه خارج شوند. برای مثال هنگامی که مردی به خاطر صحبت همسرش با یک دوست قدیمی یا به خاطر اینکه با یکی از اعضای خانواده به گرمی احوالپرسی میکند، صحنه ناگواری ایجاد میکند یا زنی به خاطر اینکه متوجه میشود رییس همسرش هم زن است دچار حمله جنونآمیز حسادت میشود، همان زمانی است که کنترل این حس از توان شخص خارج شده است. چنین واکنشهایی میتواند آسیب سختی بر رابطه وارد کرده و موجب شود که هر دو نفر در تمام مدت احساس بیثباتی کرده و مدام در حال نگرانی و احتیاط باشند تا مبادا حس حسادت دیگری را تحریک کنند. شخص حسود نیز که معمولا از مشکل خود باخبر است، دایما در میان دو حس مقصر دانستن خود و توجیه رفتارش سرگردان است.
چگونه بر حسادت غلبه کنیم؟
چیره شدن بر حسادت به صبر و بردباری و کوشش فراوان نیاز دارد. اگر حس میکنید حسادت شما در مشکلات دوران کودکیتان ریشه دارد، میتوانید از مشاوره بسیار سود ببرید. اگر قبل از این در رابطهای به شما خیانت شده است، باید ابتدا با این موضوع کنار بیایید. در اینجا به مواردی که میتواند مفید باشد، اشاره میکنیم:
• شرایط و احساسات موجود را با واقعبینی بررسی کنید.
• به مواردی که حس حسادت شما را بر میانگیزند خوب فکر کنید و از خودتان بپرسید که این موارد تهدیدکننده تا چه حد واقعگرایانه هستند. نگرانی شما از در خطر بودن رابطهتان تا چه حد بر پایه شواهد واقعی است؟ و آیا رفتار خودتان موقعیت را بدتر نمیکند؟
• مثبتاندیش باشید. هنگامی که نیش حسادت را حس میکنید، به خود یادآوری کنید که همسرتان دوستتان دارد، به شما وفادار بوده و برایتان احترام قائل است. به خود بگویید که فردی دوست داشتنی هستید و هیچ چیزی برای نگرانی وجود ندارد.
• شک و تردید خود را برطرف کنید. یکی از بهترین راههای مبارزه با حسادت این است که از طرف مقابل خود بخواهید اطمینان شما را جلب کند. مراقب باشید که حالت عیبجویی، تکهپرانی یا قلدری پیدا نکنید. بلکه احساس عدم امنیت خود را توضیح داده و از او بخواهید در رفع این مشکل به شما کمک کند.
دوستان اینترنتى
هر روز بر تعداد سایتها افزوده مىشود و حجم عظیم اطلاعات با سرعتى باور نکردنى و به سهولت، مرز کشورها و قارهها را در مىنوردد و اینترنت مىرود تا رؤیاى دهکده جهانى را تحقق بخشد. بر طبق آمار تکفا (توسعه کاربران فن آورى اطلاعات) تنها در آغاز سال 2003 میلادى تعداد 480میلیون نفر در دنیا از اینترنت استفاده نمودهاند که این تعداد تا سال 2005 م. به 1.12 میلیارد نفر در جهان رسیده است.1
این در حالى است که اینترنت در ایران، بیش از آن که از جنبههاى علمى - تحقیقاتى مورد بررسى قرار گیرد، با عناوینى چون وبلاگ، چت و ایمیل شناخته شده است. در چنین دنیایى، از پیامها و تبلیغات سیاسى گرفته تا فیلم و موسیقى کرایهاى و از ردیابى یک بسته پستى تا شرکت دریک کنسرت با شکوه، همه وجود دارند. جالب است سرى هم به وبلاگها و چت رومهاى داخلى بزنیم تا معناى فناورى اطلاعات و کاربرد بهینه آن را بهتر درک کنیم.
حجم عظیمى از اطلاعات، در تبلیغات، حراجهاى اینترنتى، تشویق به خرید، شرط بندىها، تصاویر نامناسب، دوستیابى و در همسریابىهاى اینترنتى خلاصه شده است. ایمیلهاى عاشقانه، طنزهاى اینترنتى غیر اخلاقى، حجم عظیمى از اشعار ناموزون و درد دلهاى کهنه، گفتوگو، چتهاى به ظاهر دوستانه و... همه سهم ما از این شبکه جهانى است.سهولت در دسترسى به اطلاعات، موجب افزایش تغییرات اجتماعى و اقتصادى پیش بینى نشدهاى گردیده است؛ اما پیشرفتهاى مذکور، حائز جنبه خطرناکى نیز مىباشد که پیدایش انواع جدید جرایم و نیز بهره بردارى از فن آورى جدید در ارتکاب جرایم سنتى، بخشى ازآن به شمار مىرود. علاوه بر این، عواقب و پیامدهاى رفتار مجرمانه، مىتواند خیلى بیشتر از قبل و دور از تصور باشد؛ از این جهت که محدودیتهاى جغرافیایى یا مرزهاى ملى آن را محدود نمىکند. فن آورى جدید، مفاهیم موجود را دچار چالشهایى ساخته است و جنایتکاران غالبا در مکانهایى به غیر از جاهایى که آثار و نتایج آنها ظاهر مىشود، قرار دارند.
فضاى سایبر، روان و قابل دسترس براى همگان، به خصوص براى کاربرانى است که على رغم تخصص و دانش خود، به اصول اخلاقى متعهد و پاىبند نبوده، اینترنت رااز اهداف متعالى و تعریف شده آن دور ساختهاند و «چو دزدى با چراغ آید، گزیدهتر برد کالا».
دوستان اینترنتى، دشمنان خانگى
در شماره پیش گفتیم که بسیارى از دوستىها به مدد اتاقهاى گفتوگو و چترومهاى داخلى و خارجى طعم دیگرى دارد. اگرچه در بسیارى از کشورها افراد از چت، براى تبادل اطلاعات و دوستیابىهاى علمى - تحقیقاتى استفاده مىکنند، اما در ایران جوانان ساعتها به گفتوگوهاى تفریحى مىپردازند. و حالا ادامه مطالب...
همتایان شما چه کسانی هستند؟
وقتی شما بچه کوچکی بودید معمولا والدینتان برایتان دوست پیدا میکردند، شما را به ورزشگاه میبردند و برای تفریحات شما برنامهریزی میکردند. حالا که شما نوجوان شدهاید، خودتان درباره دوستان و گروهی که با آنها اوقاتتان را میگذرانید، تصمیم میگیرید. دوستان و همتایان کسانی هستند که همسن شما بوده و تجربیات و سلیقه آنها مثل شماست. شما و دوستانتان هر روز با همدیگر تصمیم میگیرید و روی انتخاب و رفتار همدیگر تاثیر میگذارید. این مسأله تا حدی طبیعی است. بشر به طور طبیعی دوست دارد با افراد همتا و همسن خودش ارتباط برقرار کند. هر چه قدر استقلال شما بیشتر میشود، همتایان شما به طور طبیعی نقش بیشتری در زندگیتان بازی میکنند. در نوجوانی و جوانی بیشتر وقت شما با همسن و سالانتان میگذرد. همتایان شما میتوانند هم رتبههایتان در مدرسه، دوستانتان در اماکن مذهبی، ورزشی و یا کلوپهای فرهنگی باشند. معمولا همتایان و همسالان در این سنین در شیوه لباس پوشیدن، فعالیتها و سبک و روش زندگی روی همدیگر تاثیر میگذارند. معمولا آدمها برای اینکه در گروه همتایان پذیرفته شوند و مورد تحسین آنها قرار بگیرند، در تمام جهات خودشان را به آنها شبیه میکنند.
تاثیر همتایان همیشه بد نیست
دو کلید طلایی
دانستن این که چه عواملی باعث افزایش روزافزون دوستی می شود،در واقع به معنای در دست داشتن کلید ورود به اندرون خانه ی دلها است. هر کس که این کلید را در اختیار داشته باشد و راه نفوذ در قلبها را بداند در واقع گنجینه ی دوستی را به چنگ آورده است.
به راستی این کلیدهای طلایی که می توان در دلها راه یافت و دوستی ها را با آن روز به روز زیادتر کرد چه هستند؟ این کدام کیمیا است که باید در پی رسیدن به آن بود؟ ما می خواهیم با به دست آوردن این کلید،قلب دوستان را فتح کنیم تا دیگر هیچ پدیده و حادثه ای نتواند تا پایان عمر آن را از بین ببرد.
1- ابراز علاقه و دوستی
شرایط انتخاب دوستان
سؤال اساسی در ارتباط با انتخاب دوست،چگونگی (دوست یابی) است. قطعاً شما نیز علاقه مندید بدانید که یک دوست شایسته چه ویژگیهایی باید داشته باشد تا با آگاهی کامل از آنها دوستانی را در زندگی برگزینید.
در این مقاله به بیان شرایط و صفات دوستان پسندیده خواهیم پرداخت. امید است با مطالعه ی صفحات آینده با اطمینان خاطر بتوانید دوستانی لایق برای خود انتخاب کنید.
1- ایمان و پارسایی
ایمان و پارسایی از ویژگیهای مهم یک دوست است زیرا یک انسان موحّد که دین را با جان و وجود پذیرفته و به وجود بهشت و جهنّم عمیقاً باور دارد و از زوال دنیا و بقایای جهان آخرت نیز آگاه است،به خوبی می داند تنها از راه عبودیت و بندگی است که می تواند سعادت دو جهان را کسب نماید. حال چگونه ممکن است چنین کسی،دوستانی داشته باشد که اعتقادی به دین- در فکر- و نشانی از بندگان خدا- در عمل- نداشته باشند؟
آیا در فراز و نشیب زندگی این جهان که حاصل اندیشه و کردار ما در آن،سرنوشت ابدی ما را در آن جهان رقم می زند،می توان کسی را به رفاقت برگزید که غیر از دنیا زدگی و هواپرستی چیز دیگری در شخصیت او نقش نداشته است؟
روشن است که انسان خردمند بویژه یک فرد مسلمان به حکم قرآن و عترت و عقل هرگز این گونه اشخاص را برای دوستی انتخاب نمی کند بلکه برای رشد و ترقی نفس خود دوستانی را انتخاب می نماید که در حدّ امکان از ایمان و پارسایی بالایی برخوردار باشند. زیرا او به یقین می داند که نتیجه ی دنیاپرستی و بی دینی و بی اعتقادی به ماورای طبیعت آن است که نهال لرزانی به نام دوستی بر اساس منافع دنیوی شکل گیرد در حالی که این نوع از دوستی نه تنها پایدار نخواهد ماند بلکه ثمره و بهره ی مناسبی نیز برای شخص به همراه نخواهد داشت و چه بسا میوه های تلخ و شومی نیز برای صاحب آن به بار آورد.
قرآن شریف در این رابطه آیات گوناگونی دارد که در ضمن آنها،مردم و مؤمنان را از برقرار کردن پیوند دوستی و مودت با کافران و مشرکان و منافقان بر حذر می دارد.
(لا یَتَّخِذِ المُؤمِنُونَ الْکافِرینَ أوْلیاءَ مِنْ دُونِ المُؤمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذالِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللهِ فِی شَی ءٍ إلا أنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقیهً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللهُ نَفْسَهُ وَ إلَی اللهِ الْمَصِیر). (1)
افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان،کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هر کس چنین کند هیچ رابطه ای با خدا ندارد.
در این آیه خداوند تبارک و تعالی مؤمنان را از دوستی با کافران به شدّت نهی می کند. زیرا این دوستی ها عمدتاً جز به خاطر کسب قدرت و ثروت صورت نمی گیرد. واضح است که همه ی اینها در دست خداست؛پس چه سود از دوستی با کسانی که خود نیز در کسب آن امور محتاج دیگران هستند. در واقع قرآن در اینجا یک درس مهم سیاسی اجتماعی به مسلمانان می دهد و آن این است که هرگز بیگانگان را به عنوان دوست و حامی خود نپذیرید. تاریخچه ی استعمار گویای آن است که ظالمان استعمارگر همیشه در لباس دوستی و دل سوزی و اظهار محبت ظاهر شده و در نهایت بر آن جامعه تاخته و هر چه بود به یغما برده اند.
در بسیاری از روایات هم به خاطر این دوستی ها اشاره شده است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هر کس را دیدید که دوستی و دشمنی اش به خاطر دین نبود،بدانید که او دین ندارد. (2)
آن حضرت در جای دیگر فرموده است: از مستحکم ترین دستاویزهای ایمان آن است که به خاطر خدا و در راه دوستی او دوست بداری و به خاطر خدا دشمن بداری.
در مقابل این نوع رفاقتها که به شدت نهی شده است،رفاقت و دوستی با اهل ایمان و تقوی است. اینجاست که صحنه ی بالاترین موفقیت های صاحبان خرد و اندیشه است؛آنان که دانسته و توانسته اند از عالم گسترده ی دنیا نخبگانی را گلچین کنند.
روایات زیادی در تشویق و توصیه به این گونه از دوستی و دوست گزینی آمده که علاوه بر بیان اهمیت آن،مردم را ترغیب می کند تا پیوسته با اهل ایمان طرح دوستی و رفاقت بریزند.
قال رسول الله (صلّی الله علیه وآله وسلم):
اَلْمُؤمِنُ لِلْمُؤمِنِ کَالْبُنیَانِ یَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً. (3)
افراد با ایمان نسبت به یکدیگر همانند اجزای یک ساختمان هستند که جزیی از آن جزی دیگر را محکم نگاه می دارد.
همچنین آن حضرت ضمن این که مؤمنان را هم چون یک روح می داند، (4) در وصف دوستان مؤمن می فرماید:
مَثَلُ الْمُؤمِنِ فِی تَوادِّهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ کَمَثَلِ الْجَسَدِ إذَا اشْتَکی بَعْضُهُ تَداعی سائِرَهُ بِالسِّهَرِ وَ الحِمی. (5)
مَثَل افراد با ایمان در دوستی و نیکی با یکدیگر هم چون اعضای یک پیکر است که چون بعضی از آن رنجور شود و به درد آید،اعضای دیگر را قرار و آرامش نخواهد بود.
شرایط انتخاب دوستان
سؤال اساسی در ارتباط با انتخاب دوست،چگونگی (دوست یابی) است. قطعاً شما نیز علاقه مندید بدانید که یک دوست شایسته چه ویژگیهایی باید داشته باشد تا با آگاهی کامل از آنها دوستانی را در زندگی برگزینید.
در این مقاله به بیان شرایط و صفات دوستان پسندیده خواهیم پرداخت. امید است با مطالعه ی صفحات آینده با اطمینان خاطر بتوانید دوستانی لایق برای خود انتخاب کنید.
1- ایمان و پارسایی
ایمان و پارسایی از ویژگیهای مهم یک دوست است زیرا یک انسان موحّد که دین را با جان و وجود پذیرفته و به وجود بهشت و جهنّم عمیقاً باور دارد و از زوال دنیا و بقایای جهان آخرت نیز آگاه است،به خوبی می داند تنها از راه عبودیت و بندگی است که می تواند سعادت دو جهان را کسب نماید. حال چگونه ممکن است چنین کسی،دوستانی داشته باشد که اعتقادی به دین- در فکر- و نشانی از بندگان خدا- در عمل- نداشته باشند؟
آیا در فراز و نشیب زندگی این جهان که حاصل اندیشه و کردار ما در آن،سرنوشت ابدی ما را در آن جهان رقم می زند،می توان کسی را به رفاقت برگزید که غیر از دنیا زدگی و هواپرستی چیز دیگری در شخصیت او نقش نداشته است؟
روشن است که انسان خردمند بویژه یک فرد مسلمان به حکم قرآن و عترت و عقل هرگز این گونه اشخاص را برای دوستی انتخاب نمی کند بلکه برای رشد و ترقی نفس خود دوستانی را انتخاب می نماید که در حدّ امکان از ایمان و پارسایی بالایی برخوردار باشند. زیرا او به یقین می داند که نتیجه ی دنیاپرستی و بی دینی و بی اعتقادی به ماورای طبیعت آن است که نهال لرزانی به نام دوستی بر اساس منافع دنیوی شکل گیرد در حالی که این نوع از دوستی نه تنها پایدار نخواهد ماند بلکه ثمره و بهره ی مناسبی نیز برای شخص به همراه نخواهد داشت و چه بسا میوه های تلخ و شومی نیز برای صاحب آن به بار آورد.
قرآن شریف در این رابطه آیات گوناگونی دارد که در ضمن آنها،مردم و مؤمنان را از برقرار کردن پیوند دوستی و مودت با کافران و مشرکان و منافقان بر حذر می دارد.
(لا یَتَّخِذِ المُؤمِنُونَ الْکافِرینَ أوْلیاءَ مِنْ دُونِ المُؤمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذالِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللهِ فِی شَی ءٍ إلا أنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقیهً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللهُ نَفْسَهُ وَ إلَی اللهِ الْمَصِیر). (1)
افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان،کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هر کس چنین کند هیچ رابطه ای با خدا ندارد.
در این آیه خداوند تبارک و تعالی مؤمنان را از دوستی با کافران به شدّت نهی می کند. زیرا این دوستی ها عمدتاً جز به خاطر کسب قدرت و ثروت صورت نمی گیرد. واضح است که همه ی اینها در دست خداست؛پس چه سود از دوستی با کسانی که خود نیز در کسب آن امور محتاج دیگران هستند. در واقع قرآن در اینجا یک درس مهم سیاسی اجتماعی به مسلمانان می دهد و آن این است که هرگز بیگانگان را به عنوان دوست و حامی خود نپذیرید. تاریخچه ی استعمار گویای آن است که ظالمان استعمارگر همیشه در لباس دوستی و دل سوزی و اظهار محبت ظاهر شده و در نهایت بر آن جامعه تاخته و هر چه بود به یغما برده اند.
در بسیاری از روایات هم به خاطر این دوستی ها اشاره شده است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هر کس را دیدید که دوستی و دشمنی اش به خاطر دین نبود،بدانید که او دین ندارد. (2)
آن حضرت در جای دیگر فرموده است: از مستحکم ترین دستاویزهای ایمان آن است که به خاطر خدا و در راه دوستی او دوست بداری و به خاطر خدا دشمن بداری.
در مقابل این نوع رفاقتها که به شدت نهی شده است،رفاقت و دوستی با اهل ایمان و تقوی است. اینجاست که صحنه ی بالاترین موفقیت های صاحبان خرد و اندیشه است؛آنان که دانسته و توانسته اند از عالم گسترده ی دنیا نخبگانی را گلچین کنند.
روایات زیادی در تشویق و توصیه به این گونه از دوستی و دوست گزینی آمده که علاوه بر بیان اهمیت آن،مردم را ترغیب می کند تا پیوسته با اهل ایمان طرح دوستی و رفاقت بریزند.
قال رسول الله (صلّی الله علیه وآله وسلم):
اَلْمُؤمِنُ لِلْمُؤمِنِ کَالْبُنیَانِ یَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً. (3)
افراد با ایمان نسبت به یکدیگر همانند اجزای یک ساختمان هستند که جزیی از آن جزی دیگر را محکم نگاه می دارد.
همچنین آن حضرت ضمن این که مؤمنان را هم چون یک روح می داند، (4) در وصف دوستان مؤمن می فرماید:
مَثَلُ الْمُؤمِنِ فِی تَوادِّهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ کَمَثَلِ الْجَسَدِ إذَا اشْتَکی بَعْضُهُ تَداعی سائِرَهُ بِالسِّهَرِ وَ الحِمی. (5)
مَثَل افراد با ایمان در دوستی و نیکی با یکدیگر هم چون اعضای یک پیکر است که چون بعضی از آن رنجور شود و به درد آید،اعضای دیگر را قرار و آرامش نخواهد بود.